انقدر میگن سر سفره موقع خوردن غذا حرف نزنید به این دلیله

انقدر میگن سر سفره موقع خوردن غذا حرف نزنید به این دلیله!

انقدر میگن سر سفره موقع خوردن غذا حرف نزنید به این دلیله!😐

بچه هاش صداش می‌کنند یومًا یعنی مااادر 😢

+دختر خاله منم یه لقمه کره بادام زمینی گیر کرد گلوش همینطوری فوت کرد خیلی خطرناکه مراقب باشید 😔😭

+من به چشم خودم دیدم یه پسر چهارده ساله آب خورد پرید تو گلوش و به رحمت خدا رفت

+سر من اومد یه بار. غذا نبود آب دهنم بود. نفسم کاملا قطع شد مثل همین خانم نفس میکشیدم آب خوردم بشدت آب رو قورت دادم خدا منو برگردوند

+بچه خواهرم یدونه انار تو گلوش گیر کرد و مُرد جلوی چشمامون

+آشنای ما مرد سی ساله نون خرید تو راه یه لقمه نون دهنش گذاشت پرید گلوش و دم در خونه فوت شد.

+ خواهر من غذا توی گلوش گیر کرد توی یک دقیقه داشت خفه میشد صورتش سیاه شده بود شکمشو از پشت محکم فشار دادیم تا غذا از گلوش پرید بیرون

❌عملیات هایملیخ رو جدی بگیرید و آموزش ببینید تا عزیزانتون اینطوری جلوی چشمتون از بین نروند

🆔 @GizmizTel 💯
دیدگاه ها (۰)

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

پارت ۱۳: گروگان‌گیریِ صبحانهسکوتِ سر میز به حدِ خفه‌کننده‌ای...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

پارت ۲۷

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

dark life = 38

پارت‍ـــ. ــ۶ـــ«رقص سایه ها »کامیل به سختی چشمهاش رو ...

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط