شانه ات را دیر آوردی

شانه ات را دیر آوردی

شانه ات را دیر آوردی
ســرم را بــــاد برد
خشت خشت و آجر آجر
پیکرم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم
عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن
بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
دیدگاه ها (۳)

{استاد جدید} پارت سوم... صبح، ات با عجله خودش را به دانشگاه ...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

برده عمارت جئون

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

هم‌سلولی (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جونگین نش...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط