تو چشات معجزه می‌کرد

«تو چشات معجزه می‌کرد…

«تو چشات معجزه می‌کرد…
الان شدی درد ثابت شب‌هام.
من جراتِ روبه‌رو شدن دارم،
برخلاف تو…
که حتی حرفاتو پشت‌سرم قایم می‌کنی.»
🤍

#رعد_و_برق
#دارک_وایب
#دریا
#تنهایی
#دلنوشته
#شبونه
#غمگین
#احساسات
#ویسگون
#پست_جدید
#نایرا
#Naira
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ویو میکا_____صدای شلیک...

سرنوشت(ویو رایا)آروم چشمامو باز کردم.سرم درد می‌کرد و دستام ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو میکا_____ماشین از...

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

پارت ۸ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا انیا و دامیل تنها شدن گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط