{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او؟

او؟
او انگار یک لحظه سکوت بود در میان هیاهوی زندگی، یک دستِ دراز شده بود زمانِ افتادن از پرتگاه...
و یک صدای آشنا بود
در سرزمینی غریب...

ولی بنظرم هیچ پارتنری مثل بی بی بهش نمیاد شیپ میکنم تا ابد»»»»»🤌❤️

#بازیچه #جی_چانگ_ووک #ووکی
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

تکاپو پارت105: پیاده🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍باد خنک عصر، میان خیابان‌های خ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 1صدای ترمز ماشین در خیاب...

#Thelast_Four#Hyunlixxبعد از تو یه کشو یه باند تمیز پیدا کرد...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 1دو سال بود که معنی زندگی را فهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط