از تو چه پنهان عاشقت بودم

از تو چه پنهان عاشقت بودم

خاموشی لب هام یادت هست
تو عصر فروردین بی برگشت
با نامه ای که پشت در اومد
بعد از غروب کربلای هشت
از تو چه پنهون عاشقت بودم
از دل نه از سلول سلولم
با تو جهانم تازه تر می شد
از روزهای طبق معمولم
تو زنده تر بودی و کوچک سال
با دامن گلدار و کوتاهت
گفتم بمونم با تو گفتی نه
گفتم خدا گفتی که همراهت
گفتی برو این کوچه ها فردا
شب پرسه های روزگار ماست
دشمن رسیده تا لب اروند
فردا همین ساعت قرار ماست
عشق منو این خاک همراهت
خندیدم و دل کندم از دنیا
رفتم که برگردم به آغوشت
رفتم که برگردم به رویاها
خون رفت و آتش رفت و من موندم
بی قلب عاشق زیر خاک سرد
عشق تو قطره قطره بیرون زد
از چشمهای عاشقم با درد
نفرین به هرکی تو لباس من
قلب تو رو با بد دلی آزرد
نفرین به دنیایی که خالی شد
نفرین به رویایی که بی من مرد
تو چشم های عکس من گاهی
با گوشه ی چشمت تماشا کن
لعنت به این ترسی که بین ماست
من عاشقت بودم تو‌ حاشا کن
ما با همیم این رابطه این عشق
بین من و تو شیرینه

از تو چه پنهان عاشقت بودم


#عبدالجبار_کاکایی
#شعرـخوب
#خاموشی
دیدگاه ها (۰)

وقتی لب تو خنده زد

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 018"""""""""""""""""""""""""""""""...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

نام رمان (عشق میان ما

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

مافیای من

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

کپشنو نیگااا کنن🥂😭عشق و خطر😈✨پارت سه دسته در رو پایین کشیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط