{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت۱۳

#پارت۱۳
حرفاش منو میترسوند
یعنی حرفاش واقعیت داشت؟

_شخص سوم_
دختره بعد از رسیدن به خونه سویچ موتورش رو روی اپن آشپزخونه گذاشت و با برداشتن یه بطری سوجو به اتاقش رفت
یه جورایی به خاطر گفتن دروغی که به مین یونگی گفته بود عذاب وجدان داشت اما جای تعجب بود چون برای اولین بار همچین حسی داشت.
بعد از تکون دادن سرش از افکارش اومد بیرون و ضبطی که تو اتاقش بود رو روشن کرد و شروع کرد به قر دادن و سر کشیدن یه بطری سوجو
ظرفیتش بالا بود اما ایندفعه داشت زیاده روی میکرد

به خاطر نور گرم خورشید که روی صورتش میتابید ناله ای کرد و چشماشو باز کرد
یکمی که ویندوزش بالا اومد فهمید دیشب جلوی در اتاقش روی زمین خشک خوابش برده
خواست بلند بشه که درد کمر و سرگیجه همزمان بهش حمله کردن
به خودش چند تا فوش داد و به هر زوری که می شد از زمین بلند شد و مستقیم رفت حموم

𝙔𝙤𝙤𝙣𝙜𝙞
دیشب همه حرفای اون دخترو به بچه ها گفتم و تا الان هیچ کدوممون نتونسته بودیم خوب بخوابیم و حالا هم ساعت ۲ ظهره اما هنوز ذهن هممون درگیره
اخه چرا باید به ما آسیب بزنن؟
_چطوره این دفعه به کمپانی بگیم؟

#تهکوک#تهیونگ_بی_تی_اس #بی_تی_اس #نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#جیمین#جونگ_کوک#وانشات_اسمات#فیکشن_بی_تی_اس #بنگتن_وانشات
دیدگاه ها (۵)

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

part65. . بوم بلند شد و شیشه های سوجو و آبجو رو برداشت و خیل...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

پارت ۱۸

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰یک ماه بعد...رینا گرد...

پسر بد (60)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط