{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوناگون

🍃🌱 من، اولین سپیدهٔ بیدارِ باغ را
آمیخته به خونِ طراوت 
در خوابِ برگ‌هایِ تو دیدم!

من، اولین ترنّمِ مرغانِ #صبح را
بیدار ِ روشنایی ِ رویان ِ رودبار
در گل‌فشانی تو شنیدم...!🍃🌱

#شفیعی_کدکنی
#درود_صبح_زیباتون_پر_از_لبخند
#باز_نشر_بدید_لطفا
دیدگاه ها (۰)

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

تو منو دوست داری؟پارت ادامه ۳۰انیا: اما من فقط یک تخت دارم ...

فیک جونگکوک

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط