{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت
دیدگاه ها (۴)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

فراتر از خویش

P : 25

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط