{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ💌

*🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ💌
جیمین آروم پرسید:
- یعنی تولدمه؟
ماه سر تکون داد.
+ آره، کوچولوی من. ولی امشب یه سؤال ازت دارم...
- چه سؤالی؟
ماه نورش رو روی صورت جیمین انداخت و پرسید:
«اگه می‌تونستی فقط یه آرزو برای خودت بکنی، چی می‌خواستی؟» 🌙

جیمین یه کم فکر کرد.
می‌تونست یه خونه‌ی پر از شکلات بخواد. یا یه باغ پر از گل‌های رنگارنگ. یا حتی اینکه هیچ‌وقت غمگین نشه...
دیدگاه ها (۰)

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p53صبح روز بعد...نینا از اتاق بیرون اومد....

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔چند ماه گذشت.یک روز بارانی،...

همه از پارک جیمین می‌ترسیدن.قدرتمندترین مافیای آسیا؛ مردی که...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟓 🎸🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اسم این آهنگ... توی...

the lost leaves/رمان جیمین

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒جیمین روبه‌روی لیا نشست.چند ثانیه هیچ‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط