خواب مستی

خواب مستی

...
خواب مستی
من عشق جگر سوخته ام، آب می خواهم
باد خنک از شکاف یک خواب می خواهم

یک پیراهن روشن به تن شب ام کنید
بر شام دلم خنده ی مهتاب می خواهم

تا خدا غنچه ی احساس مرا سبز کند
از باغ خدا میوه ی شاداب می خواهم

حالا که ز غم سوخته ام , مست شوم
در میکده ی خدا نشسته ام شراب می
خواهم

لطفا به من از چشم کسی خواب بیارید
مستم و از چشم خدا خواب می خواهم
دیدگاه ها (۳)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

زیبای کوچک فریبکار

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

قسمت ۶

نمیبخشمت p.23

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط