زخم‌ خورده بود

زخم‌ خورده بود

زخم‌ خورده بود
خیانت و نامردی هم زیاد دیده بود..
آمد و از شانس بدش
گٍلِه کرد، خواست مرهمِ دردهایش‌
باشم، پناهش دادم..
حالش که خوب شد،
زخم زد ،
خیانت کرد و رفت..
🥀💔
دیدگاه ها (۹)

شعر عاشقانه🙂‍↕️.چشم هایی نیمه بازم ، خواب می فهمد مراتک درخت...

ادامه‌ی پارت قبل درحالیکه موهایش خیس و حوله سانتی بلندی پوشی...

عشقی حقیقی

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

و قلبم دوباره تپیدpart: 4 ...

گل خونی پارت 51تهیونگ سری رفت سمت جونگکوک که ببینه حالش خوبع...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دوم: پناهگاه تاریکبوی عود...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

پارت 3داخل اتاق خوابشون بودن که صدای زنگ گوشی امیلی امدامیلی...

آنچه گذشت؛استاد نمایش از پشت صحنه با دهان باز به آن‌ها نگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط