رها من متوجه شدم که در اعماق نفرت درونم عشقی بی پایان وج

رها🍂 من متوجه شدم که در اعماق نفرت درونم عشقی بی پایان وج

رها🍂 من متوجه شدم که در اعماق نفرت درونم عشقی بی پایان وجود دارد
من متوجه شدم که در انتهای گریه درونم لبخندی بی مانند وجود دارد
من متوجه شدم که در پیجیده ترین آشوب های درونم آرامشی عمیق وجود دارد
من متوجه شدم که در اعماق زمستان درونم تابستانی دلپذیر وجود دارد
و این ها به من شادی می دهند و به همین دلیل است که برایم مهم نیست که دنیا با بی رحمی بر من فشار بیاورد
زیرا که در درونم چیزی قوی تر با آن مقابله می کند..
#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۰)

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

پارت ۱

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 26{این‌بار...دستم رو رها نکن} صد...

چند پارتی بازی ممنوع

نمیبخشمت p.23

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

من متوجه شدم که، در اعماق نفرت درونم،عشقی بی پایان وجود دارد...

من متوجه شدم که، در اعماق نفرت درونم،عشقی بی پایان وجود دارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط