اون تیکه سرخپوش که میگه

اون تیکه سرخپوش که میگه:

اون تیکه سرخپوش که میگه:
جونگکوک مسخ شده بود، مسخ از نوازشی که هرگز با گونه‌اش لمسی نداشت، پس چرا حسش میکرد؟
برای چه نوازش انگشت‌های آن مرد بر گونه اش ردی سرخ بر جا گذاشته بود؟
مگر می شد بی هیچ لمسی ، جای انگشتهایش را احساس کند؟
#سرخپوش

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بلو پارت ۸۵ اومددد(خیلی وقته)
دیدگاه ها (۸)

شاگرد لوس منپارت 26درحالی که روی تخت دراز کشیده بودن و تهیون...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

وقتی گرگینه بود📎(درخواستی)پارت ۳به سمتون قدم برمیداشت....اوم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

رمان عشق ممنوع

تکپارتی‌ &کوک&وقتی:``همش‌ توی‌ خونه‌‌ای و‌ نمیزاره....``پیشن...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

My Arirang Part 8

{محکوم به لمس } part ۲ 杂交种پسر سیزده ساله کوچیک با گریه دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط