این آهنگ مستقیم من رو میبره به یه شب تابستونی پرستاره

این آهنگ مستقیم من رو میبره به یه شب تابستونیِ پرستاره...

این آهنگ مستقیم من رو میبره به یه شب تابستونیِ پرستاره...
همون خونه حیاط دار نقلیمون. وقتی که فقط پنج سالم بود. مامان تو ایوون به اصرار ما بچه ها برامون تشک انداخته بود.
بابا یه رادیو داشت که شبا باهاش به قصه های شب بخیر کوچولو گوش می‌کردیم.
یادمه داستان که شروع شد، به آسمون نگاه کردم و سعی کردم داستان رو تصویر سازی کنم،
کم کم چشمم گرم شد و رو تشک چرخیدم و خنکی تشک یه جون به جونام اضافه کرد.
مامان که فکر کرد خوابمون برده، رادیو رو برداشت و رفت تو خونه اما من هنوز صدای رادیو رو میشنیدم که میگفت: شب بر همه خوش تا صبح فردا.
راستی
شب بر همه خوش تا صبح فردا🌙
.

.
اگه این پست به دلتون نشت برای عزیزانتون هم ارسال کنید..🌺☘
┄┅┅┄┅✶💠♥️💠✶┅┄┅┅┄
#خونه_مادربزرگ#لالایی#گلسرخی#چراغ_نفتی#ضبط_قدیمی
#دهه_شصت
دیدگاه ها (۰)

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

روز اول مهر چطور باشیم؟ 🐇⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌⏝صبح:• زودتر بیدار شید...

دختر تنها{3}

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط