حادثه عشق

🍁حادثه عشق🍁

لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود

حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت

سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم

سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت

تا ۳ بس بود که بشمارم و در دام افتد

گفت ۱ گفت ۲، افسوس ۳ را دوست نداشت

من و تو خط موازی ، نرسیدن هرگز

دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت

درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که

از همان کودکی اش مدرسه را دوست نداشت
#مهدی_جوینی
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۰)

My lovely neighbor part : 79

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بودحیف چشمان تو این حادثه را ...

لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بودحیف چشمان تو این حادثه را ...

لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بودحیف چشمان تو این حادثه را ...

لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بودحیف چشمان تو این حادثه را ...

سیب را چیدم و...👌❤🍀

#منم_و_تولحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود حیف چشمان تو این ...

لحظه ی دیدنت انگار ک یک حادثه بود💛حیف چشمان تو این حادثه را ...

لحظه ی دیدنت انگار ک یک حادثه بود حیف چشمان تو این حادثه را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط