{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#منم_و_تو

#منم_و_تو
لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود
حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت
سیب‌را چیدم و در دلهره دستانم
سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت
تاسه بس بود تا بشماردو در دام افتد
گفت یک گفت دو افسوس سه را دوست نداشت
من و تو خط موازی نرسیدن؟! هرگز!
دلم این قائده هندسه را دوست نداشت
درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که
از همان کودکی اش مدرسه را دوست نداشت
#منوتونرسیدن هرگز
دیدگاه ها (۱)

#منم_و_تو ‏یه وقت‌هایی هم انقدر دوستش داری که از ترس اینکه ح...

#منم_و_تو به همین سادگی اتفاق می افتدیک نفر می آیدهمین که عا...

#منم_و_تو گاهی نمی شوددست از دوست داشتنیکنفر برداشت !حتی وقت...

#منم_و_تو دوست دارم به یاد بیاورمروزهایی را که دوستم داشتیو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط