{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین بار ک ديدمش؛از نگاهش نور چکه می‌کرد...

اولین بار ک ديدمش؛از نگاهش نور چکه می‌کرد...
و ماه توی قهوه چشم هایش شناور بود.
و من یقین یافتم که "او" گونه انسانیِ ماه است:)."
دیدگاه ها (۶)

ماه پنبه ای

𝖕𝖆𝖗𝖙12لیسا تا صبح بیدار ماند.در اتاقش نشسته بود. پتو دورش پی...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟐صبح، نور خورشید از میان پرده‌...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

𝖕𝖆𝖗𝖙21لیسا وارد دفتر شد.جونگ کوک پشتش به او بود. سمت پنجره.«...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

dark life = ۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط