موسیقی

موسیقی

🦋🌱 #باران می‌زد
آسمان می‌نالید
رعدو برق
برپنجره می‌کوبید

خوابم نُمی‌برد.
غَلت زدم
راه رفتم
تنم می‌لرزید
اندوه‌ی عجیب
قلبم را می‌فُشرد.

بسانِ کودکی بی‌پناه بودم
که زخم بی مادریش
سر باز کرده بود.

به تو فکر کردم
دستانِ خیالتِ را
از زیر بالشم بیرون کشیدم
و دور گردنم پیچیدم

فقط دستانِ تو
می‌توانست
جنگِ درونم را آرام کند.

خوابم برد..
دستانِ تو
پرنده ی صلح بود.


#مینو_پناهپور    
#باران
#راغب🎶🎵
دیدگاه ها (۰)

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۳

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط