گنجشکی و قطره ای آب

🕊 گنجشکی و قطره ای آب

🕊 گنجشکی و قطره ای آب

این خاک که که از آنیم ابراهیم است و ابراهیم در آتش است.
این آتش بر ابراهیم، گلستان نخواهد شد نه به معجزه، نه به قهر و دستور.
دوست، آتش می آورد؛ دشمن، آتش می آورد.

اما آتش را آتش خاموش نخواهد کرد، حتی اگر هزار سال دیگر هم شعله ها زبانه بکشد.

تنها آب، دوای ماست؛ از چاه خشکِ عقلانیت باید به زحمت اندک آبی به در بکشیم. هر کس با سرانگشت های خود باید این چاه را بکَند، به امید این که روزی حتماً به آب می رسد هر چند جهلِ تند و بی خردیِ شتابان چنین حوصله ای را به انگشتان نمی دهد.

وقتی هر کس هر جا که هست هیزمی در دست دارد و‌کبریتی، تماشای گنجشکی که در منقارش قطره ای آب دارد، طنزی غم انگیز است. تماشای گنجشک کوچکی که می خواهد آتش را بر ابراهیم گلستان کند.

من آن گنجشک کوچکم که در هیاهوی شعله ها بر ناتوانی خود می گریم🐦

عرفان نظر آهاری

🖇️خوشا به حال گنجشکان سرفراز🕊☝🕊


#نورالسماااا


‏
دیدگاه ها (۰)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

پرنسس ناخواسته

**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشم‌هایی که از شدت خشم و غرورِ ج...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :الف) - جنّ، دو معنای ع...

### پارت ششم: «عطرِ خطر در راهروهای تاریک»نورِ کم‌فروغِ ماه ...

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط