『 #Dark Fantasy Romance 』
『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ¹⁶
حرفهای لیندا مثل جرقهای در خاکسترِ وجودِ الوآ عمل کرد. غرورِ خفتهی سلطنتیاش بار دیگر زبانه کشید. الوآ نفسی عمیق کشید، اشکهایش را پاک کرد و با لحنی قاطع گفت:
— راست میگی لیندا... من قرار نیست برای تماشای پیروزیِ اونها اشک بریزم. کاری میکنم تاوانِ هر یک قطره خونی که از من کشیدند رو پس بدن.
ساعتها بعد، تالارِ بزرگِ سلطنتیِ بلادمور زیر نورِ هزاران شمع و نوای موسیقیِ سنگینِ دربار میدرخشید.
صدای خندههای سرمستانهی دوکها، چرخیدنِ دامنهای فاخرِ اشرافزادگان و بوی شرابِ کهنه تمام فضا را پر کرده بود. ملکه کاترینا بر صندلیِ مجللِ خود تکیه داده بود و سلین با جامِ شرابی در دست، کنار کالیکس ایستاده بود و با لبخندی کنایهآمیز به درهای ورودی نگاه میکرد.
ناگهان نوای شیپورها سکوتی مطلق بر تالار حاکم کرد. نگهبانان زرهپوش درهای سنگینِ بلوطی را گشودند.
«پادشاه جئون جونگکوک و پرنسس الوآ ولترین!»
جونگکوک با زرهِ تشریفاتیِ سیاهرنگ و شنلی از پوستِ گرگِ قطبی وارد شد. چهرهاش مثل همیشه از سنگ سختتر و مغرورتر به نظر میرسید. اما چیزی که نفسِ تمامِ حاضرینِ تالار—حتی ملکه و کالیکس—را در سینه حبس کرد، دختری بود که پادشاه دستش را محکم بر مچِ او قفل کرده بود.
الوآ با پیراهنِ فاخرِ بنفش و سیاهرنگش مانند الههای از دلِ تاریکی راه میرفت. موهای بلوطیاش به زیبایی روی شانههایش ریخته بود و طوقِ یاقوتنشانِ گردنش، شکوه و رازآلودگیِ خاصی به او میداد. چشمانِ گستاخ و خشمگینِ الوآ بدون ذرهای ترس، کلِ تالار را از نظر میگذراند. هیچ نشانی از یک اسیرِ درهمشکسته در او دیده نمیشد؛ او پایش را چنان محکم بر سنگفرشها میکوفت که انگار صاحبِ آن قصر است.
تهیونگ که در گوشهای کنار جیمین ایستاده بود، جامش را پایین آورد و با پچپچی پر از شگفتزدگی گفت:
— نگاهش کن جیمین... جونگکوک فکر میکرد یه اسیر به تالار میاره، اما این دختر رسماً داره کلِ دربار رو زیر پاش میلرزونه!
جیمین نگاهِ جدیاش را میان جونگکوک و الوآ چرخاند:
— نگاه کن تهیونگ... جونگکوک چقدر دستشو محکم دور دستِ دختره حلقه کرده. زهرِ بدنش امشب دوباره فعال شده، اما طوری خودشو نگه داشته که کسی نفهمه.
ادامه دارد...
شرطها = ۵۰ لایک ــ ۴۵ کامنت ــ ۲۰ بازنشر
#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ¹⁶
حرفهای لیندا مثل جرقهای در خاکسترِ وجودِ الوآ عمل کرد. غرورِ خفتهی سلطنتیاش بار دیگر زبانه کشید. الوآ نفسی عمیق کشید، اشکهایش را پاک کرد و با لحنی قاطع گفت:
— راست میگی لیندا... من قرار نیست برای تماشای پیروزیِ اونها اشک بریزم. کاری میکنم تاوانِ هر یک قطره خونی که از من کشیدند رو پس بدن.
ساعتها بعد، تالارِ بزرگِ سلطنتیِ بلادمور زیر نورِ هزاران شمع و نوای موسیقیِ سنگینِ دربار میدرخشید.
صدای خندههای سرمستانهی دوکها، چرخیدنِ دامنهای فاخرِ اشرافزادگان و بوی شرابِ کهنه تمام فضا را پر کرده بود. ملکه کاترینا بر صندلیِ مجللِ خود تکیه داده بود و سلین با جامِ شرابی در دست، کنار کالیکس ایستاده بود و با لبخندی کنایهآمیز به درهای ورودی نگاه میکرد.
ناگهان نوای شیپورها سکوتی مطلق بر تالار حاکم کرد. نگهبانان زرهپوش درهای سنگینِ بلوطی را گشودند.
«پادشاه جئون جونگکوک و پرنسس الوآ ولترین!»
جونگکوک با زرهِ تشریفاتیِ سیاهرنگ و شنلی از پوستِ گرگِ قطبی وارد شد. چهرهاش مثل همیشه از سنگ سختتر و مغرورتر به نظر میرسید. اما چیزی که نفسِ تمامِ حاضرینِ تالار—حتی ملکه و کالیکس—را در سینه حبس کرد، دختری بود که پادشاه دستش را محکم بر مچِ او قفل کرده بود.
الوآ با پیراهنِ فاخرِ بنفش و سیاهرنگش مانند الههای از دلِ تاریکی راه میرفت. موهای بلوطیاش به زیبایی روی شانههایش ریخته بود و طوقِ یاقوتنشانِ گردنش، شکوه و رازآلودگیِ خاصی به او میداد. چشمانِ گستاخ و خشمگینِ الوآ بدون ذرهای ترس، کلِ تالار را از نظر میگذراند. هیچ نشانی از یک اسیرِ درهمشکسته در او دیده نمیشد؛ او پایش را چنان محکم بر سنگفرشها میکوفت که انگار صاحبِ آن قصر است.
تهیونگ که در گوشهای کنار جیمین ایستاده بود، جامش را پایین آورد و با پچپچی پر از شگفتزدگی گفت:
— نگاهش کن جیمین... جونگکوک فکر میکرد یه اسیر به تالار میاره، اما این دختر رسماً داره کلِ دربار رو زیر پاش میلرزونه!
جیمین نگاهِ جدیاش را میان جونگکوک و الوآ چرخاند:
— نگاه کن تهیونگ... جونگکوک چقدر دستشو محکم دور دستِ دختره حلقه کرده. زهرِ بدنش امشب دوباره فعال شده، اما طوری خودشو نگه داشته که کسی نفهمه.
ادامه دارد...
شرطها = ۵۰ لایک ــ ۴۵ کامنت ــ ۲۰ بازنشر
#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire
- ۶.۹k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط