ویدئو شروع شد

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟔

ویدئو شروع شد.

تصویر تاریک بود؛ انگار دوربین از گوشه‌ی یه اتاق گرفته شده بود.

صدای چند نفر شنیده می‌شد.

ـ «فایل کجاست؟»

صدای جونگکوکِ هفت سال قبل جواب داد:

ـ «نمی‌دونم.»

جونگکوک امروزی خشکش زد.

ـ «این صدای منه...»

اِریا چیزی نگفت.

تصویر کمی واضح‌تر شد.

جونگکوک جوان کنار یه میز ایستاده بود و روبه‌روش چند نفر از افراد Black Mask قرار داشتن.

اما چیزی که توجه اِریا رو جلب کرد، حضور یک دختر جوان در گوشه‌ی تصویر بود.

اِریا آرام گفت:

ـ «اون... منم؟»

مرد کنارشان جواب داد:

ـ «آره.»

اِریا یک قدم جلو رفت.

ـ «ولی من هیچ‌چیز یادم نیست.»

ویدئو ادامه پیدا کرد.

صدای یکی از مردها:

ـ «اگه فایل رو تحویل ندین، هر دوتون مشکل پیدا می‌کنین.»

جونگکوک جوان برگشت سمت دختر.

ـ «از اینجا برو.»

صدای اِریا در ویدئو لرزان بود:

ـ «ولی تو چی؟»

جونگکوک جوان:

ـ «من خودم حلش می‌کنم.»

ویدئو ناگهان قطع شد.

سکوت سنگینی اتاق رو گرفت.

جونگکوک به صفحه‌ی سیاه خیره بود.

ـ «من... اون شب ازت محافظت کردم؟»

اِریا جواب نداد.

مرد کت‌مشکی آرام گفت:

ـ «نه فقط اون شب.»

جونگکوک برگشت سمتش.

ـ «منظورت چیه؟»

مرد لبخند کمرنگی زد.

ـ «تو دلیل اصلی‌ای بودی که اِریا زنده موند.»

چهره‌ی جونگکوک جدی شد.

ـ «پس چرا هیچ‌کدوممون یادمون نیست؟»

مرد به سمت در اشاره کرد.

ـ «چون قبل از اینکه فرار کنین، حافظه‌ی هر دوتون دستکاری شد.»

اِریا با ناباوری گفت:

ـ «چی؟»

مرد چیزی نگفت.

فقط درِ انبار ناگهان باز شد.

صدای چند نفر از بیرون اومد.

جونگکوک اسلحه‌ش رو بالا آورد و کنار اِریا ایستاد.

پوزخند کوتاهی زد.

ـ «خب... ظاهراً وقت نداریم گذشته‌مون رو مرور کنیم.»

اِریا اسلحه‌ش رو آماده کرد.

ـ «پس اول از اینجا زنده بیرون می‌ریم.»

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۳)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌ودوم 𓆪 🖤🥀مرد برای چند ثانیه هیچ نگفت...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

LESSON

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ســه 𓆪 🖤🥀صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک...

(debt (part 2

پشت دوربین شنیده شد.ـ آریا؟ داری با کی حرف می‌زنی؟پسر داخل ت...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط