مامان بزرگ

_مامان بزرگ...

_مامان بزرگ...
+بله عزیزم
_بی تی اس کی بود؟
🥲+
_مامان بزرگ؟
+راستش .... زندگیم....
یه زمانی که هم سن و سال تو بودم اونا منو نجات دادن میخوای بریم به خونه ای که من توش زندگی میکردم؟
_اره
+بیا یه سر به وسایلم بزنیم
_اوه مامان بزرگ این عکسا این گوشی چیه؟
+اوه اون گوشیه قدیمیمه
(بعد از روشن کردن گوشی)
🥲+
دیدگاه ها (۷)

رمان

کپشنو نیگااا کنن🥂😭عشق و خطر😈✨پارت سه دسته در رو پایین کشیدم ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . ._آر...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط