{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار مرگ، تنها چیزیه که باهام مهربونه. خستگیم از جنس خوا

انگار مرگ، تنها چیزیه که باهام مهربونه. خستگیم از جنس خواب نیست... از جنس نبودنه. دارم زیر بار زنده‌ بودن له می‌شم. دیگه هیچ‌چیزی درد نمی‌کنه، چون دیگه چیزی ازم نمونده. خودکشی برام پایان نیست... نجاته. لبخند می‌زنم، ولی هر شب به مرگ فکر می‌کنم. این زندگی نیست... شکنجه‌ست با نفس. دیگه نمی‌خوام بجنگم، نمی‌خوام باشم. هر شب می‌میرم، فقط جنازه‌م هنوز راه می‌ره. خسته‌ام از خستگی، از بودن، از تحمل...
دختر جنوبی 💔
@zeinab3124
دیدگاه ها (۰)

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

عاشقانه های شبنم

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط