{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبلا می‌تونستم دختر بی‌ فکر و آسوده‌ای باشم چون چیز ارزشم

قبلا می‌تونستم دختر بی‌ فکر و آسوده‌ای باشم چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدم ولی حالا تا آخر عمر یک نگرانی بزرگ دارم هر وقت رانندگی میکنی به همه اتومبیل های فکر میکنم که از کنارت میگذرن یا اون آدم های احمق که با حرفای زشتشون ناراحتت میکنن وای که دلم میخواد موهای همشونو بکشم من آرامش خیالم تا ابد از بین رفته.
دیدگاه ها (۱)

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

My lovely neighbor part : 83

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

Custom bride part : 12

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۶| بعد از اون همه...

زندگینامه نووا

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 51( بچه ها خواستم بگ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط