بدون تعارف با زندانی ساواک

⭕️ بدون تعارف با زندانی ساواک

⭕️ بدون تعارف با زندانی ساواک

🔹غذایمان را در ظرفی می‌خوردیم که در آن باید دستشویی می‌کردیم!

🔹چوبی که چاه توالت را با آن باز می‌کردند تا ته حلقم فرو کردند که تا ۲ هفته نمی‌توانستم چیزی بخورم.

🔹هنوز پایم از اثر شکنجه‌ها عفونت می‌کند.
دیدگاه ها (۱)

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

#مکث_ایمانhttps://eitaa.com🔸 یمن را دریاب ... ! 🔸📝#خاطره د...

رمان انتقام ازدواج کامل

### پارت دوم: برخورد در طوفانآسمان شهر سیاه‌ِ سیاه بود؛ انگا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_10 فصل پنجم | ک...

فعلا نیک نیم نداره

#عشق_ممنوعه_شب پارت سوم | ترس ناگهانی یونگی قلبم یک‌دفعه فرو...

فاصله یک لبخند تا جنون

**قسمت ۱۸: بذرِ تردید در دلِ خاکِ تازه**زمینِ تازه متولد شده...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط