Part8

Part8

ا/ت ساکشو پر از لباسا و وسایلش کرد قرار بود تا وقتی که بره آمریکا کای بمونه پله ها رو تی کرد و به پایین رسید رو به جیمین کرد ..
ا/ت:خوشحال شدم باهات آشنا شدم و تو داداشی مرسی که کنارم بودی
ته:شوخی خوبی بود نگو که میخای بری منم ول کنی؟
ا/ت:تهیونگ بعد باهم صحبت میکنیم فعلا
از خونه بیرون رفت و به‌سمت خونه کای حرکت کرد
.................
از ماشین پیاده شد رفت سمت در خونه‌ی کای در زد بعد از اینکه کای توی چهار چوب در نمایان شد ا/ت لبخند بی جونی زد
کای:خوش امدی
ا/ت تشکر کرد و وارد خونه شد ...
(از دوستانی که قرار بود وکیل بشن و نشدن معذرت میخام میخام هرچه زود تر این فیک تموم بشه پس پرش زمانی داریم به چند روز😂)

[دو روز بعد]
امروز ساعت ۹ صبح منو کوک طلاق گرفتیم بعدش با کای مستقیم به سمت آمریکا حرکت کردیم خوش بختانه بلیت پروازمون چندان فاصله ای نداشت با اتمام کارمون
ولی بعد از طلاق و خارج شدن از دادگاه همچی رو برا تهیونگ تعریف کردیم که دیگه بر نمیگردم و قراره کجا برم
خیلی ناراحت شد ولی گفتش بهم سر میزنه
کوک یکم عصبی بود بعد طلاق ولی مهم نبود
سوار هواپیما شدیم بازم یاد خاطراتمون افتادم اشکام جمع شد
کای نگاهی بهم کرد
کای:هی خودتو اذیت نکن
ا/ت:کای هق من دوسش داشتم هق
کای:باید فراموشش کنی اگه میخای زندگی خوبی داشته باشی
ادامه دارد....

(خوب نبود کم بود معذرت میخام دیگه)
دیدگاه ها (۱۴)

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط