بعد تو خنده‌ هایم در همان خیابان‌ ها که با هم قدم زدیم

بعد تو خنده‌ هایم در همان خیابان‌ ها که با هم قدم زدیم

بعد تو خنده‌ هایم در همان خیابان‌ ها که با هم قدم زدیم
گم شدند
و جایشان را دادند
به بغضی که چشمانم را هر شب تر میکند
بغضی که نفسم را گرفته است
و تا سر حد مرگ میبرد مرا
بغضی که تا آخر عمرم قول همراهی داده است
....
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

╭─────────────── 🥺 ───────────────╮✦ پارت ۸۸| آخرین شب کنار ...

باران آرامـ می‌بارید، مثل آن روزی که رفتی. تمامـ شهر غرق در ...

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

قسمت ۷

پرنسس ناخواسته

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮     ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡        پارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط