{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا گفتم: «منو نجات بده...»

به خدا گفتم: «منو نجات بده...»
اولین کاری که کرد، این بود که همه‌ی آدم‌ها رو از دورم برداشت و تنهام گذاشت.
اونموقع فکر می‌کردم تنهاترین آدم دنیام، اما بعد فهمیدم داشت جای خالی همه‌ی آدم‌ها رو با خودش پر می‌کرد.
خدا خودش رو بهم داد...
و من با «خدا»، به همه‌ی دنیا رسیدم. ✨


#دلنوشته #ادمین #انگیزشی #خدا #دخترقوی#خاص
#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۱۰)

دختری که تصمیم می‌گیره اونی رو که با تمام وجود دوست داره، با...

شما میدونستید من تازه فهمیدم و هی می‌خوام جلوی گریم رو بگیرم...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑سه روز از رفتن مانیا گذشته بود.جیمین سع...

𓆩 پارت ۳۵ 𓆪 🖤🥀در باز شد و مردی وارد اتاق شد.یک پوشه‌ی مشکی د...

"تجزیه و تحلیل گذشته شخصیت ها"پارت سهشخصیت: موری اوگایولی مو...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p56جیمین از جاش بلند شد. قدم‌هاش آهسته بو...

ترجمه😁 اولی:زندگیش رو برای کمی به خطر انداخت، برای هیلی غرور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط