{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطمئنم امروز بدترین روزی بود که در طول سال تحصیلی تجربه م

مطمئنم امروز بدترین روزی بود که در طول سال تحصیلی تجربه میکنم....
دیروز دوستم با صدای بلند گفت که امشب تئاتره، کی میاد؟
ما هم گفتیم بریم خونه ببینیم خانواده هامون چی میگن، بعد پیام میدیم و هماهنگ میکنیم
منم رفتم خونه و از مامان بابام پرسیدم و اونا گفتن اوکیه و میتونم برم
پس به دوستم پیام دادم که خانواده‌ام اوکی‌ان
اونم جواب داد که باشه، ببینم بقیه ی بچه ها چی میگن. بهت پیام میدم
منم منتظر موندم و اون پیامی نداد، خب اگر بهم اطلاع نداده یعنی هیچکس قرار نیست بره
چون اگر قرار بود برن باید بهم پیام میدادن
منم امروز رفتم مدرسه و دیدم چندتا از دخترا دارن درباره ی تئاتر دیشب حرف میزدن:)))
منم با شوک ازشون پرسیدم که مگه رفتین؟
اونا هم گفتن آره
همون لحظه دوستم اومد داخل و من رفتم سمتش و گفتم که چرا هیچی بهم نگفتی؟
اونم با پررویی بهم جواب داد که ما لحظه ی آخر بلیتا رو گرفتیم و رفتیم، بلیت ها کم بودن و صندلی نمونده بود
در حالی که من دیروز اصلا دیده بودم حدود ۴۰ تا صندلی مونده بود
رفتم خونه و گریه کردم
بعد خواهرم گفت که بهش پیام بده
منم به دوستم پیام دادم و اون همچنان جای معذرت خواهی جوابمو با پررویی و حتی پرخاش داد
ناراحتم کردی بعد طلب کاری؟
آخه بیشعور؟
من تئاتر برام مهم نبود
ناراحت شدم چون بدون من رفتن....
مگه من چمه که دوست ندارن باهاشون رفیق باشم...
دیدگاه ها (۳۱)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

#تپش.قلب.منPart 10ات:نهتهیونگ:چرا انجام میدیمات:نهتهیونگ:حال...

نام رمان (عشق میان ما

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.18 (روایت از زبان جونگ ...

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

ستاره ی من(پارت۵)

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط