{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💔

💔
هروقت به آنجارسيدےكه
اشک زن را درآوردی
فاتحه ات خوانده است
زنهابعد ازگريه"آه"ی
ميكشندكه تا آخر عمر
مثل يک سايه
تعقيبت ميكندودرست
در لحظه ای كه
احساس‌خوشبختےميكنی
گريبانت را ميگيرد..✌️💔
‌


#خاطرات_تلخ
─┅═༅𖣔‎‌‌‌𖣔༅═┅─
دیدگاه ها (۹)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت نهم | حقیقتات پرونده را روی میز گذاشت.دست‌هایش می‌لرزید...

🖤 مافیای منقسمت هشتم | قانون جونگکوکساعت شش عصر بود.ات لپ‌تا...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت هفتم: شکارچیانِ بی‌نامدود هم...

فاصله یک لبخند تا جنون

lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط