مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

روزی روباه به گرگ گفت:درس زندگی رو یادم بده

روزی روباه به گرگ گفت:درس زندگی رو یادم بده
گرگ گفت:از بالای کوه بپر
روباه گفت:پایم میشکند
گرگ گفت:میگیرمت
روباه پرید،گرگ او را نگرفت و پایش شکست
روباه گفت :چرا مرا نگرفتی؟
گرگ گفت درس اول:اعتماد یعنی مرگ
دیدگاه ها (۰)

#حکایت_قدیمی حکایت پادشاه و غلامِ گریزان از مرگروزی غلامی ه...

فاصله یک لبخند تا جنون

اگه هدف‌های بزرگی داری، ولی هم‌زمان کارهات رو عقب می‌ندازی، ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁶_تو..چرا همش میخوای قهرمان باشی؟صداش...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت هجدهم: جسدی که حرف می‌زدبارون بی‌وقف...

وقتی خون آشام بود❣️پارت ۲با حس دید تار و سرگیجه پاشدم...نور ...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

وقتی که دیگه برات مهم نیستم

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط