رها کن رفیق

رها کن رفیق…!

رها کن رفیق…!
یه فکر و خیال‌هایی شبا بیدار نگهت می‌دارن و با خودت همه‌اش میگی کاش این‌طور میشد، کاش اون‌طور میشد اما این افکار قرار نیست چیزی رو عوض کنن.

توی زندگی یا خودت واقعیت رو می‌پذیری یا دنیا اون‌قدر بهت فشار میاره که در نهایت به زور تسلیم میشی.
باید اینو‌ باور کنی که توان تو در مقابل این دنیای بی‌کران، محدوده. پس فکرت رو با چیزهایی که روشون تسلطی نداری درگیر نکن.
دیدگاه ها (۲)

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

شاهکاری به نام دروغ

پیمان نقره ای

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

پارت ۳۶ویو ماریاماریا:هی تانر کجاست گوشی رو بده بهش منشی:ولی...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط