کاش فقط یکی میخواست یکی از داستانامو بشنوه

کاش فقط یکی میخواست یکی از داستانامو بشنوه...

«همیشه هم می‌خندید، نمی‌دونم چرا مردم میگن خودکشی کرد!
گناه میندازن گردن این بنده خدا!»
سرم رو برمیگردونم مبل سوخته ای رو میبینم که آقا محمد می‌گفت صفا با اگزوز موتور سوزنده...
یه هوندا داشت ولی می‌گفت قراره یه روز یه ۲۰۶ بخره باهاش گاز بده...
-صدایی از زیر شیروانی
نویسنده:لیانا گودرزیان
دیدگاه ها (۲)

🎭 آخرین نقشپارت پانزدهم | پایانچند هفته بعد...شب اکران فیلم ...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.25(روایت از زبان ا.ت)...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۲ سانیارهمه تو اتاق من جمع شده ب...

شاهکاری به نام دروغ

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "35""ویو جئون آنجلینا"" • ...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۶اسلاید ۲و۳ رو ببین و تصور کنجی‌ه...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط