{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک: مافیا جذاب من

نام فیک: مافیا جذاب من
Chapter: 1
Part: 7
داشتن با همدیگه صحبت میکردن که یدفعه صدای خواهرش می هو اومد:
£م.می.سو*صدای ضعیف*
میسو سریع برگشت سمت خواهرش دید بهوش اومد سریع رفت پیشش*
+بمیرم برات خواهر..از اینجا میبرمت یکم دیگه تحمل کن
_بادیگاردا بیان می هو رو ببرین
می سو رفت سمت جونگکوک*
+چیکارش داری دست از سرش بردار لطفا
_باید بمیره*جدی
+نه لطفا*گریه
بادیگاردا می هو رو بردن به یک جای دیگه و درمانش کردن و گذاشتن زندگی کنه و به می هو گفتن که خواهرش مرده و همینطور به می سو هم گفتن که خواهرش مرده.می هو نمیتونست فرار کنه از اونجا فقط میرفت مدرسه و بعدشم دانشگاه و..هزینه ی همه چیش رو هم جونگکوک میداد.می سو تا دوماه حالش اصلا خوب نبود حتی جونگکوک جنازه رو به می سو نشون نداد، الان جونگکوک به چیزی که میخواست رسیده بود حالا می سو توی دستاشه. بعد از کاری که با خانواده ی جانگ کرد تمام مافیا ها از جونگکوک میترسن و جرعت حمله کردن بهش رو ندارن.
جونگکوک رفت داخل اتاق می سو:
_می سو
+بله
_باید برام وارث بیاری
+اما من نمیخوام.. من زنت نیستم که از من چنین چیزی میخوای
_یادت رفته؟ تو بردیم و خودت گفتی که هرکاری برام انجام میدی
+اما در عوضش قرار بود دست از سر خواهرم برداری ولی کشتیش
_خب حقت بود تو به حرفام گوش نمیکردی منم خواستم اینجوری تنبیهت کنم.
+من برات وارث نمیارم
_مجبوری
+نخیر نیستم
_گفتم هستی*خیلی جدی
+برای چی باید وارث بیارم برات؟ من زنت نیستم میتونی بری ازدواج کنی و بعدش بگی برات وارث بیاره
_الان مشکلت ازدواج دیگه؟
+چی؟



ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۲)

🖤 پارت بیست‌وسوم | برادرلانا به جونگکوک خیره شد.— یعنی چی؟ پ...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

[Part 1]#وقتی.تورا.باختندتهران | ساعت ۲:۴۷ بامدادنور آباژور ...

partسکوت...فقط صدای نفس‌ها شنیده می‌شد.مین‌هو پوزخند زد.«اگه...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 31کیم سونگ‌هو از ماشین پیاده شد.چ...

پارت ۲۴ — «فرار کن رها!»رها با خنده از اتاق بیرون دوید.ـ جون...

معرفی شخصیت ها👇لی اتدختر خاندان لی و قبیله سلطنت خون‌آشامی (...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط