{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه ؟

گریه ؟
داداش من شب عید بخاطرت تا سال تحویل اشک ریختم دستام می‌لرزید ، تپش قلب داشتم ، تا سلام کردن با خورشید و خداحافظی با ماه تو حیاط راه رفتم
از پنج روز قبلش منتظر پیامت بودم
پیام که نه باید بگم منتظر جواب پیامم بودم
میدونستم قهری اما پیام دادم
میدونستم قراره تا آخرین بوق تمام به گوشیت نگاه کنی و به ریش نداشتم بخندی اما زنگ زدم
اما ... اون شب فرق داشت
تو ساعت ۱۷ :۱۰ شب آنلاین بودی
اونقدر از اول چک کردم که شاید عددا رو اشتباه میبینم که حد نداشت به هرکس که تو خونه بود نشون دادم و می‌دونی چی گفتن حرف منو میزدن تو ساعت ده و هفده دقیقه آنلاین بودی و داخل تموم اون پنج روز گذشته ایستگا بودم
ببین من میدونستم تو اشتباهی اما خواستمت
همچی رو میدونستم و بخاطرت دویدم
اگه میخواین با کسی کات کنید شعور داشته باشید مث آدم برید بهش بگید بابت فلان چیز باهات کات میکنم نه اینکه مث سگ ..مغز جواب ندید و فک کنید شاخید
اینا همشون میگذره ی روزی میفهمی هیشکی تو دوستات همجوره نخواستت جز من و اونجاست که دیره برای برگشت (:
دیدگاه ها (۶)

@nphotography

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

BTS Reaction | وقتی شب دیر میای خونهنامجون:همین که وارد می‌ش...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

خودکار ابری

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

چندپارتی تهیونگ

فیک تهیونگ

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط