{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Gentlemans_husband

#Gentlemans_husband
#Season_two
#part_154


_وای لیلی چیشدی چرا زمین خوردی ؟

پوزخندی زدم

+یه احمق برام پا گرفت وونا خوبم نگران نباش

وونا چشماش کاسه خ/ون شده بود
همیشه توی غیرت حرف اولو میزدو هوام رو داشت
وقتی فهمید کسی برام پا گرفته تا تهشو رفت.
خواست سمت لینا حمله کنه که جلوشو گرفتم
اروم زیر گوشش پچ زدم

_دیوونه شدی وونا؟ اروم بشین اینا دنبال یه اتو از طرف مان

وونارو کارد میزدی خو/نش در نمیومد (دختر غیرتییی)
اروم بلند شدم و سمت لینا رفتم

+چه غلـ.طی کردی؟

نیشخند معنا داری زد

_چیه؟ خودت دستپاچلفتی هستی میخای بندازی گر/دن من؟

صدامو کمی بلند تر کردم

+هم خودم هم خودت.. هردو خوب میدونیم داری دروغ میگی... سریع معذرت خواهی کن!

از تحکم صدام شونه هاش بالا پرید
اونم مثل من صداشو برد تو سرش

_اره من کردم تو چیک...

با صدای جونگکوک هردو به عقب برگشتیم

_اینجا چخبره؟

رو بهش خواستم چیزی بگم که یهو لبنا شروع کرد به شر ور کردن

_ج.. جونگکوک! زن عزیزت دستپاچلفتیه
بعد.. بعد انداخته گر/دن من میگه تو برام پا گرفتی!
اخه من... من چرا باید برای لیلی جان پا بگیرم بیوفته؟

چشمام گرد شدو تیز سمتش برگشتم

+تو چی داری برای خودت بلغور میکنی؟
چرا بهش دروغ میگی؟ بگو خودت برام پا گرفتی بیفتم.. همین الان داشتی راست تو
روم میگفتی خودت پا گرفتی برام!

175 لایک
دیدگاه ها (۳)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_46+چی میگی مرتیکه اشتباهی او...

باهم برید حموم ؟پارت1 (سناریو _توکیو ریونجرز_ باجی)

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو لیلی ___اون شب…با ...

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

p2

professor Riddle p52

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

Part ²

خاله‍ جـڹ꯭فـی𐨆ـر صحبٮٓ می𐨍کڹ꯭ه <💘>سلام خوثگلای خاله‍ 💓اون عک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط