20

20

20
جیمین :ا.ت پس کجا موندی زود باش بیا دیگه (داد )

ا.ت:ا ا الان میام( داد )

ا.ت :چشاشو پاک کرد و برگشت که در و باز کنه که در با گذاشته
شدن دست کوک بسته شد

کوک :از پشت آروم چسبید بهش و موهاشو زد پشت گوشش و بوسه ای رو گردنش گذاشت. حواست باشه کاری نکنی که دوباره عصبی بشم که اون موقع ..... (ملایم)
ا.ت:ب باشه

کوک: آروم ازش فاصله گرفت ...برو (جدی)

ا.ت :در و باز کرد و از حموم خارج شد مامانم خوابیده واسه چی

داد میزنی

جیمین :کجا بودی یک ساعته رفتی تو اتاق
ات: ک کار داشتم

[ساعت15:55]

جیمین :به این زودی سیر شدی؟ (پوکر)

ا.ت: زیاد گشتم نبود. خب دیگه غذاتو زود بخور و برو

جیمین: تو چرا انقدر اسرار داری من برم؟

ات: خستم میخوام بخوابم

جیمین: تو بگیر بخواب من تورو چیکار دارم

ات: تو هستی نمیتونم بخوابم

جیمین :دست تو موهاش کشید و قیافه جدی به خودش
گرفت یعنی انقدر جذابم که نمیتونی چشم ازم برداری؟

ا.ت :بیا برو تو .........

جيمين: عه عه تعجب)

امت اعصاب واسه آدم نمیزاری (کلافه)

جیمین (خنده)

است عوففف ساعت شد ده ... الان من چجوری اینو دست به سر کنم تا

بره خونش تو دلش )

ات بریم بستنی بخوریم؟
دیدگاه ها (۱۶)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

تکپارتی جونگ کوک

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط