{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شازده کوچولو

رمان شازده کوچولو

پارت ۱۵ و ۱۶


ارسلان: چیکارش داری ولش کن ببینم ( عصبانیت و یکم صدای بالا)

دیانا: اشکم رو گونم سر خورد

امیر:دستشو کشیدم سمت خودم نوچ مگه نگفتی هنوز دختره و حاظر نیستی باهاش کاری کنی پس من میخوامش

ارسلان: جلو رفتم و دستش و از بازوی دیانا جدا کردم مشتی تو صورتش زدم و از اتاق پرتش کردم بیرون به نگهبان اشاره کردم از عمارت بندازتش بیرون دیانا مثل بید داشت میلرزید

دیانا: به خودم میلرزیدم و اروم گریه میکردم

ارسلان: برو گمشو بیرون( داد)

نفس:جیغ😭

دیانا: با صدای گریه نفس منم شروع کردم به بلند گریه گریه کردن

ارسلان: نمیدونستم کدومشون و آروم کنم نفس و تو بغلم گرفتم کمی که آروم شد سمت دیانا رفتم

دیانا: هنوز تو شوک بودم و گریه میکردم چطوری یه آدم آنقدر مینه پست فدرت و بی‌شعور باشه گریم اوج گرفت

ارسلان: نفس و تو تخت گذاشتم و دیانا رو به طرف خودم کشیدم

دیانا: همینجوری میلرزدیم ارباب بغلم کرد لرزم بیشتر شد

ارسلان: دم گوشش پچ زدم شوهرتم

۳ نفر بیشتر نمونده تا ۴۸۰ تاییشدنمون
دیدگاه ها (۱۲)

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part روز بعدویو ا. تچن...

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط