ی روز ی دختره بود ۱۰ سالش بود دوتا عروسک داشت

ی روز ی دختره بود ۱۰ سالش بود دوتا عروسک داشت-!

ی روز ی دختره بود ۱۰ سالش بود دوتا عروسک داشت-!
یکیش خیلی داغون بود و پاره پاره
یکیش خوشگل و تمیز بود
ی روز خالش بهش گفت:(تو چرا با این عروسک داغون بازی میکنی این که خرابه-!؟
دختره گفت:(درسته خرابه ولی من دوسش دارم اخه کسی که داغونه رو نباید تنها گذاشت باید کنارش بود تا مثل قبل بشه باید کاری کنی که احساس نکنه تنهاس
پس توی #زندگیمون یاد بگیریم که هیچوقت #آدمای‌داغون رو تنها نذاریم و دنبال ادمای جدید نریم..!((:
دیدگاه ها (۲)

free from the court (p14)

در آغوش تو. پارت چهارملوسیفر با تردید گفت : الان مادرت کجاست...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

آرت ژدید از اوسیم✨عامممم خب واقعا خوب نشده حوصله نداشتم گیر ...

رمان

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

☆فــیـک:𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒊𝒏&بـــهـآی گــنـآه☆𝑷𝒂𝒓𝒕:² ...

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط