وقتی توی یه مستند از برادر شهیدش میگفت بغض گلوش رو گرفت و

وقتی توی یه مستند از برادر شهیدش میگفت بغض گلوش رو گرفت و

وقتی توی یه مستند از برادر شهیدش میگفت بغض گلوش رو گرفت و سرش رو پایین انداخت
اما بالاخره رفت پیش برادر
احباء به هم میرسن

#قاسم_بن_الحسن
#حزب_الله #شهید_القدس #شهدا۰۱۲۰
دیدگاه ها (۱)

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

اتاق هفتمپارت اولوقتی پامون گذاشتیم توی خونه یه حس عجیبی داش...

بدو بخون رمان جدیددددددد### 🎬 معرفی‌نامه‌یِ رمان: «آسانسورِ ...

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

رمان اسیر خان پارت بیست و دوم ۲۲

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 7چند دقیقه بعدجین هنوز کنار در اتاق ا...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط