نشسته ام

🍒🌱نشسته ام

🍒🌱نشسته ام
و اندوهم
سالهاست
دارد به خودش فکر می کند ..

نشسته ام
و تنهایی ام راه افتاده
در جغرافیایی
که می شود مساحت آن
و اگر دستهایم را باز کنم
هزاران آغوش تنها بخودم برمی‌گردد

ما شباهت زیادی بهم نداریم..
در دنباله ی نام تو
رویای من غریب است
و یک غریب- افتاده را
باد می برد..!🍒🌱

#فریال_معین
⚜
دیدگاه ها (۴)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

از دشمنان تا عاشقان

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۰**(عصر همان روز - عمارت دزموند 🏰)دام...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت چهارم _ دنیای عجیب

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط