{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قربان دل داغدارت یاصاحب الزمان 🖤

🏴.


این داستان زهر و جگر مستمر شده

چشم پسر برای پدر باز، تر شده

تغییر کرده رنگ رخت یابن‌فاطمه

کز سوز سینه‌ات پسرت با خبر شده

آثار زهر، صورتتان را کبود کرد

معلوم شد که هر چه شده با جگر شده

این تب که سوخت جسم تو تاثیر زهر بود؟

یا شعله‌ی در است ز تو شعله‌ور شده

این تازگی نداشت که با یاد مادری

در کوچه، قاتل پسری میخ در شده

آه ای امام یازدهم ارث فاطمه است

این‌گونه گر که عمر شما مختصر شده

آقا دل شما نکند سمت کربلاست؟

که لحظه‌لحظه داغ دلت بیشتر شده

خنجر نمی‌برید گلوی حسین را

اما به روی گردن او کارگر شده

خواهر که ان‌یکاد برای تو خوانده بود!

دیگر چرا جمال منیرت نظر شده؟

ای بی‌ادب بلند شو از روی سینه‌اش

سنگینی‌ات مصیبت این محتضر شده

اوج مصیبت تو همین است خواهرت

با کاروان شمر و سنان همسفر شده

#مهدی_مقیمی

.
دیدگاه ها (۱)

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

From Hatred to My Love

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

سناریو ران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط