وقتی توی زمزمه‌ی نشدن‌های محال زندگی درست توی نقطه‌ای

وقتی توی زمزمه‌ی نشدن‌هایِ محالِ زندگی، درست توی نقطه‌ای

وقتی توی زمزمه‌ی نشدن‌هایِ محالِ زندگی، درست توی نقطه‌ای که هیچ امیدی به برآورده شدن آرزوهات نداری و انقدر نرسیدی که دیگه هیچ آرزویی نداری؛ انگار خدا کنارت وایستاده تا برآورده شدنِ محال ترین‌های زندگیتو تماشا کنه! بعد همه‌یِ دنیا مامور میشن هرچیزی که میخوای‌رو به بهترین شکلِ ممکن برات فراهم کنن و خَم شن روی همه‌ی بی‌سر و سامونی‌های روزگارت!
حس میکنی همه دورت وایستادن تا فقط یک لحظه لبخندت‌رو بعدِ خستگی‌هات ببینن، جیغ و فریادهایِ از ته دلت، بیخود حرف زدن‌هایِ غیر معمولت، گریه و خنده کردن‌های بی‌سر و تهت! انگار روزگار انگشت گذاشته باشه روی دکمه‌ی مکثِ که فقط تو رو هرچند کوتاه و غیرمعمولی ولی خوشحال ببینه و بهت ثابت کنه تویِ چم و خمِ این زندگی همیشه یک نورِ کوچیک هست که روحت باهاش آروم بگیره 🌱

~ فرگل مشتاقی

_احساسات وی در کلیپ نهفته است.

•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۹۱)

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p75نینا سریع سرش رو تکون داد.«امیدوارم ه...

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

ادامه

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط