{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی توی زمزمه‌ی نشدن‌هایِ محالِ زندگی، درست توی نقطه‌ای

وقتی توی زمزمه‌ی نشدن‌هایِ محالِ زندگی، درست توی نقطه‌ای که هیچ امیدی به برآورده شدن آرزوهات نداری و انقدر نرسیدی که دیگه هیچ آرزویی نداری؛ انگار خدا کنارت وایستاده تا برآورده شدنِ محال ترین‌های زندگیتو تماشا کنه! بعد همه‌یِ دنیا مامور میشن هرچیزی که میخوای‌رو به بهترین شکلِ ممکن برات فراهم کنن و خَم شن روی همه‌ی بی‌سر و سامونی‌های روزگارت!
حس میکنی همه دورت وایستادن تا فقط یک لحظه لبخندت‌رو بعدِ خستگی‌هات ببینن، جیغ و فریادهایِ از ته دلت، بیخود حرف زدن‌هایِ غیر معمولت، گریه و خنده کردن‌های بی‌سر و تهت! انگار روزگار انگشت گذاشته باشه روی دکمه‌ی مکثِ که فقط تو رو هرچند کوتاه و غیرمعمولی ولی خوشحال ببینه و بهت ثابت کنه تویِ چم و خمِ این زندگی همیشه یک نورِ کوچیک هست که روحت باهاش آروم بگیره 🌱

~ فرگل مشتاقی

_احساسات وی در کلیپ نهفته است.

•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۹۱)

دید پنهان انفجار اشکار

رمان تهکوک

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

چند پارتی

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

پارت ۱: نفوذ به جهنمبارونِ شدیدی به شیشه‌هایِ بخارگرفته‌یِ ا...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط