{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا بخاطر تمام شعرهایی که باید از چشمهای نیمه بارانی و از

مرا بخاطر تمام شعرهایی که باید از چشمهای نیمه بارانی و از دست های خجولت می نوشتم ببخش! گاهی قلب و قلم با هم سکته می کنند، گاهی شاعر و شعرش کنار هم در سکوتی تلخ جان می دهند، گاهی فکر می کنی بایدآخرین شعر را برای خودت حفظ کنی، برای روز نبودن نیمه دیگرت، برای روز نبودن سایه خاموشت، برای روز دفن کتاب شعرت، برای روز مرگ عشق های با اصالت!
مرا به خاطر آنچه که هستم و نخواستم و نتواستم که باشم ببخش! در سینه من دیوانه ای زنجیری نفس می کشد که خودش را به هر چیزی که نشانی از رهایی دارد نسبت می دهد. یک مجنونِ دلباخته در کمین پاییز هایی که عطر روزهای خوش با هم بودن را با خود می آورند. آیا می توان از چشمهایی که به رنگ عصیان در آمده ند طلب آرامش داشت؟ و انتظار لبخند را از آرزو گم کرده ای هراسیده چه؟ آفتاب را می شود به تاریکی خو گرفته ای تنها هدیه کرد؟
محبوبم!
در این روزها، مرا به خاطر نبودنم ببخش! من از نبودنهای بی شمار، بسیار رنجیده ام ....🌻💞🌻

سانچی بیر گون چخب گلجکمیسین؟
سنسیز نه حالدیم بیلجکمیسین؟
تسلی ورمگین نه فایداسی وار...


#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
دیدگاه ها (۳)

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

𝐀𝐁𝐎𝐔𝐓 𝐊𝐀𝐋𝐈𝐑𝐀سلام.فکر کردم بد نباشه قبل از اینکه بیشتر از نوش...

نمیبخشمت p.22

پارت ۲۳ — فاصلهچند هفته‌ی بعد، واقعاً کمتر همدیگر را دیدند.ی...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

P : 23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط