{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشنننن😌💘

کپشنننن😌💘

عروسک من😈🔞

پارت هشتاد و سه

دستای بزرگش دور کمرم شُل شد با نفسای گرمم لب برچیدم

+نیک

قدماشو به آرومی به سمتم بر میداشت به تخت خوردم و نشستم روی تنم خم شد

اونقدر که روی تخت افتادم قلبم تند تند به سینه ام میزد
با نفسای سریع که تو صورتش میخورد

با لبخند کج ریزی سرشو تو گردنم فرو برد

نفسای به شدت گرمش روی گردنم خالی میشد

لباش و ته ریشش به گردنم میخورد

داره چه اتفاقی واسم میوفته لعنتی هر چقدر بیشتر بهم
نزدیک میشه بیشتر میخوامش

سرشو رو بروی صورتم قرار داد با چشمای درشتم به چشماش
خیره شدم

زبونش رو به آرومی روی لبام کشید چشمامو به آرومی بستم
ضربان قلبم اوج میگیرفت

دامنمو بالا زد با دستای بزرگش رون برهنه ام رو نوازش میکرد

سرمو تو گردنش فرو بردم و به آرومی م.ک میزدم
بدنم زیادی گرم شده بود

داشت دیونه ام میکرد از گردن خوشبوش دل کِندم و به لباش خیره شدم

مزاک دهنمو پر صدا قورت دادم دوتا دستاشو رو زیر رونم برد و نشوندم روی تخت

دستاشو روی کمرم حرکت میداد تپش قلبمو حس میکرد
بدنم داشت آتیش میگرفت عادی نبود

هیچی عادی نبود .

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

عالیه مگه نه هر دوتاشون حشری شدن دیونه کننده همو میخوان😈🤣😩

داره چه اتفاقی میوفته🛐🛐🛐
دیدگاه ها (۲)

کپشننننن🎀🥵عروسک من😈🔞پارت چهل و س -بدجور تنت منو به جن.ون میک...

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 227♡⁠。⁠)⁩وایستا...

کپشنننن مثل هر شبونه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پنجاه و نهدستای گرمشو ب...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

پارت ۸

شاهزاده دوست داشتنی من

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط