کالرز:))

کالرز:))
وقتی تونست بعد یک سال که از دستش داده بود تو زندگی قبلیش بازهم ببینتش:)
هیونگوون(اسم ته تو زندگی قبلیش) جاسوسی از ژاپن بود که میخاست میکاسارو(اسم جونگکوک تو زندگی قبلیش) بگیره،اما چه کسی باورش میشد بعد یکبار خابیدن و دیدن زندگیه تهیونگ همچی تغییر کنه؟
چی باید به شاهزاده فراریش میگفت؟اون شاهزاده حرفاش رو باور میکرد؟
باور میکرد که اون معشوقه تو قلبشه که یکساله برای دیدن دوباره‌ش اشک ریخته؟
.
.
.
چشماش!اون چشما چشمای جونگکوکش بود،اون خودش بود!
#colors
دیدگاه ها (۲۸)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

ادامه ی داستان اوسیم اگه پارت قبلی رو ندیدید لینکشو این زیر ...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PART 4دستش رو دور گرد...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۳

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

part60. . صدای حرف زدن دو. نفرو مبهم میشنید +هیونگ یعنی واقع...

The Unvanted roommate________________________ویو پارک یورین ...

My lovely neighbor part : 71

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1 از زبان نویسنده دوتایی داشتن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط