ماه عاشق دریا بود  دریا عاشق ساحل  ماه دریا رو می‌آور

ماه عاشق دریا بود ... دریا عاشق ساحل، ماه دریا رو می‌آور

ماه عاشق دریا بود ... دریا عاشق ساحل، ماه دریا رو می‌آورد بالا تر و بهش غرور میداد .. دریا چشم انتظار خورشید که بتونه راحت تر ساحل شو نگاه کنه .. ماه بهش نور میداد و زیباش میکرد .. ساحل حاضر بود گرمای خورشید تحمل کنه از بین بره ولی با گرما و راحتی خودش و به ساحلش برسونه ... ماه گرفت دلش از دریا و رفت ... دریا موند با ساحلی که دیگه حتی نگاهشم نمی‌کرد.
دیدگاه ها (۰)

intertwined fate of two enemies-part 13

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

Heir of Light and Darknesspart : 14صبح روز بعد، تهیونگ با صد...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

#pain#P¹¹³#Season²در طول مسیر به یک موسیقی بی کلام گوش میکرد...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

تو چهره کامیل دقت کرد. این که چقد آروم و دوست داشتنی به نظر ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط