و ن خذن الموت و لم نلتق

"وَ إِن أَخَذَني الموت وَ لَم نَلتقي

"وَ إِن أَخَذَني الموت وَ لَم نَلتقي
فَلاتَنسي إِنّي تَمنيت لِقائك كَثيراً..."

اگه مرگ به سراغم اومد در حالی‌که همدیگر رو هنوز ندیده بودیم؛ فراموش نکن که من دیدارِ تو رو خيلي آرزو مي‌کردم...

#عربیات
#شادمهر
دیدگاه ها (۰)

اصلا نفهمیدم کی بیهوش شدم و کی به هوش اومدمولی وقتی بیدار شد...

My lovely neighbor part : 87

I'm not jealous part 65به سمتمون اومدن هه رین در حالی که لبخ...

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

Custom bride part : 13

Custom bride part : 18

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی⁴الان چه فکری راجبم می‌کنه؟نارا ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط