بگو باران ببارد آرون افشار

بگو باران ببارد آرون افشار

من اگر خدا بودم غروب‌ها با بنده‌های غمگینم می‌نشستم لب ایوان و چای می‌نوشیدم و به حرف‌های دلشان گوش می‌دادم و می‌زدم روی شانه‌هاشان و می‌گفتم: غصه نخور آدمِ حسابی! یا درست می‌شود، یا خودم برایت درستش می‌کنم.
من اگر خدا بودم، آخر هفته‌ها می‌رفتم تمام آدم‌های تنها و غمگین و آسیب‌دیده را به آغوش می‌کشیدم و از آرامش و امنیت خودم به قلبشان تزریق می‌کردم.
من اگر خدا بودم، به همه به یک میزان ثروت و رفاه می‌دادم و می‌گفتم حالا که برابرید، معلوم می‌شود چند مرده حلاجید و چقدر بلدید با دارایی‌های یکسانتان احساس خوشبختی بیشتری کنید.
من اگر خدا بودم، آدم‌هایی که سهم هم نبودند را از حافظه‌ی هم پاک می‌کردم و آدم‌هایی را مقابل هم قرار می‌دادم که مناسب‌ترین برای هم بودند و حفره‌های خالیِ وجودِ همدیگر را پر می‌کردند.
من اگر خدا بودم، یک کافه‌ی بزرگ می‌زدم و هر صبح با یک فنجان آرامش و بی‌خیالی از آدم‌های بیقرار و سراسیمه پذیرایی می‌کردم و گاهی پشت دخل می‌نشستم و زل می‌زدم به آدم‌ها، به عشقی که میان‌شان مواج بود و به تنهاییِ آدم‌هایی که زل زده‌بودند به صندلیِ خالیِ مقابلشان و با خودم می‌گفتم: ببین چه موجود عجیب و پیش‌بینی ناپذیری خلق کردی!
من اگر خدا بودم، آسمان را می‌گفتم که باران و برف بباراند و زمین را می‌گفتم که سبزه و درخت برویاند و چشمه‌ها را می‌گفتم که بجوشند و رودخانه‌ها را می‌گفتم که بخروشند و به قلب‌ها عشق و آرامش بیشتری می‌دادم تا زمین قشنگ‌تر شود.
من اگر خدا بودم هرگز آدم‌ها را به حال خودشان رها نمی‌کردم، هرگز...
من اگر خدا بودم، کمتر خلق می‌کردم، اما باکیفیت‌تر و زمان بیشتری را به بودن کنارشان اختصاص می‌دادم. به هرحال آنان مخلوقات من بودند و من در قبال حضور و حال و شرایطشان مسئول بودم!
چه خوب که خدا نیستم! خدا بودن واقعا مسئولیت سنگینی‌ست!


🎵 #بگو_باران_ببارد
🎤 #آرون_افشار
دیدگاه ها (۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part81نشستم همونجا به دیوار زل زده بودم تو فک...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_82سعی کردم بیخیال فکر خیال ه...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط