ازبودنباتوازاینآغازمیترسم

#از_بــودن_بـا_تــو_از_ایـن_آغــاز_مـی_تـرسـم 

#از_بــودن_بـا_تــو_از_ایـن_آغــاز_مـی_تـرسـم 
از ایـنکـه بـا مـن مـی شـوی هـمــراز مـی تـرسـم
 عــمـری کـبــوتــر بـا کــبـوتــر عـاشـقـی کـرده
حـالا بـه بـازی مـی رسـد مــن بـاز مـی تـرسـم 
 چـشـمـان تــو تـیــر و دلــم صــیـد و کـمـان ابــرو
فـکـر شــکاری و مــن از پـــرواز مـی تــرسـم
 مـحــدوده ی بـازی مــن مـحـدود شــد بـا تــو
شـاهـم ولــی از کـیـش یـک سـربــاز مـی تـرسـم
 شـق الـقـمـر کــردم دلــت را بــعـد تـرسـیــدم
پـیـغـمـبـری هـستـم کـه از اعـجــاز مـی تـرسـم...
دیدگاه ها (۰)

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی، بوی گُل ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

فاصله یک لبخند تا جنون

از بودن با تو از این آغاز می ترسماز اینکه با من می شوی همراز...

از بودن با تو از این آغاز می ترسماز اینکه با من می شوی همراز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط